√ سالی که گذشت ..

۱. طی سفر کوتاهی که داشتیم٬ چیزی نگفت. مرا به حال خود گذاشته بود تا آرام بگیرم . اما وقتی از همه چیز دورشدیم و جاده ٬ چیزی جز دشت سرسبز خارق العاده ای نبود ٬ ماشین را نگه داشت ٬ نگاهم کرد و با چنان محبتی به من لبخند زد که تمام چیزهایی را که در دنیا کم داشتم جبران میکرد .

ــ درخت زیبای من : ژوزه مائورو ده واسکونسلوس ــ


زیر تمام اشعارم

نام تورا مینویسم

ــ همیشه به دیوانگی هایم خندیده ای ــ

نمیدانی

شاعر این سطرها

چشمان توست

شعاع طلایی نگاهت٬

و بوسه هایت  ..

" مرداد ۹۱ "


یک سال گذشت .
سال قبل همین روزها بود که تحول بزرگی را تجربه میکردم / میکردیم . یک دنیای جدید٬ آغوشت را میگویم. یک سال با همه خاطرات رنگینش گذشت .
این یک سال شیرین را به تو مدیونم ٬ این آرامش لایت با موسیقی متنش را به تو مدیونم . حتی این مده آی ِ جدید را به تو مدیونم . بعضی وقتها آدم برای گفتن بعضی حرفها واژه کم میاورد . واژه کم آورده ام برای سرودن عشقت ٬ برای تقدیر از حمایت هایت ٬ فقط یک نفس عمیق میکشم و نگاه عاشق ُ سپاسگزارم را به چشمان مهربانت میدوزم .. میدانم مثل همیشه تا آخرین نُـت حرفهایم را از ریتم نفسها و ضربان قلبم خوانده ای .
چه خوب است که لازم نیست همیشه همه حرفهایم را به زبان آورم . همیشه کارم را راحت میکنی و خودت همه چیز را میفهمی . شگفت انگیز است ٬ که انقدر با کسی یکی باشی که همه حرفهایش را نگفته بدانی ٬ احساسات به زبان نیامده اش را بخوانی ٬ و رمز گشایی نگاهش فقط کار تو باشد .
من برای همه خوبی هایت از تو ممنونم .

× لینک دانلود  عشق موندگار : معین

√ دستهایت ..

۱. غروب بود. من زل زده بودم به پشت دستهاش. هردو وحشت کرده بودیم . بس که نزدیک شده بودیم به هم . بس که معصومیت ریخته بود آنجا ٬ پشت دستها . بعد٬ من با انگشت اشاره ٬ خطی فرضی و مورب٬ درست از وسط ساعد تا انگشت کوچک دست راستش کشیدم و به او گفتم عمیقا دوستش دارم .

۲. من شما را به شکلی درک ناشدنی٬ به شکلی غیر قابل توضیح ٬ آن چنان که حتی خودم از بزرگی آن در هراس افتاده ام٬ دوست دارم .

ــ دویدن در میدان تاریک مین : مصطفی مستور ــ


× گویا مرتب نبودن٬ نداشتن آرایش ٬ خسته بودن و .. برای بعضی از مزاحما اهمیتی نداره !

× عشق یعنی همین . یعنی امروز . کت شلوار و همبرگر و . . .

 

√ تنها در شهر

۱. هرروز صبح ناگهان به یاد می آورم که در این شهر -که از فرط کوچکی حتی شهر هم نبود- تنهای تنها زندگی میکنم .

۲. این آدم ناراحت است که بختش را برای "محبوب دیگران بودن" از دست داده . وقتی این آدم به رختخواب میرود سنگینی این تراژدی را بیشتر روی سینه اش حس میکند .

ــ هیچکس مثل تو مال اینجا نیست : میراندا جولای ــ



شگفت ترین کشف من

لبخندهای تو

زیر نور ماه بود

و من شادترین زن دنیا

کنار ماه زمینی بودم / هستم . . *

" مرداد ۹۱ "

* تحت تاثیر پست یکی از دوستان .

عکس : پیت فلور

× به طرز باور نکردنی کشف کردم میتونم بدجنس و بی احساس هم باشم  :|

√ راه میروم در خواب ..

۱. وقتی کسی اینطور با هنرش عجین شده باشد٬ اگر نتواند کارش را بکند مثل کسی است که به جهنم تبعیدش کرده باشند . از آن بدتر ٬ مثل کسی است که آویزانش کرده باشند٬ آن هم معلق٬ در چاهی تاریک .

۲. وضع مضحکی پیدا کرده بود. در درونش جانوری سربرآورده بود که به هیچ چیز جز کشف حقیقت نمی اندیشید٬ بی خبر که در حیطهء ارتباط میان آدمیان ٬ آنچه همیشه نامکشوف می ماند همان حقیقت است . از آن دردناک تر٬ کشف واقعیتی بود تلخ تر از زهر. گمان میکرد سرانجام توانسته است خود را ویران کند و از نو بیافریند .

۳. با این همه دردی هست که هرکسی نمی شناسدش : اینکه از فرط برخورداری٬ هیچ دیداری در تو آتشی برنیانگیزد و در ابتدای هر دیدار٬ انتهایش را مثل کف دست ببینی. آن وقت ٬ میگردی پی ِ کسی که نیست٬ یا اگر باشد٬ آسان به چشم نمی آید٬ یا اگر آمد ٬ مال تو نخواهد بود ..

ــ چاه بابل : رضا قاسمی ــ


این روزهایم شبیه هیچ وقت دیگری نیست . یکجورهایی انگار در خواب راه میروم و یک نفر دیگر به جای من فکر میکند٬ به جای من حرف میزند٬ به جای من امور شخصی ام را اداره میکند . و یک چیزی درون من به خواب رفته . آرام خوابیده و قصد بیدار شدن ندارد انگار .
یکجورهایی همه چیز اطراف من غیرواقعی به نظر میرسد ٬ انگار زیر آب راه بروی با چشمان باز .

عکس : اِلنا کالیس

 × لینک دانلود آهنگ ونجلیس   West Across The Ocean Sea : vangelis