√سُونآتـــــِ اشکــ

.
فقط با تو میشه از فَرط شادی و حس خوشبختی، اشک ریخت..گریه از شوق..
ذهنم میره به گذشته های دور..نه بَرش میگردونم.. نمیخوام چیزی از گذشته بیاد و احساس زیبای الانمو خراب کنه..
.



عکس: الین اسمیتسون
+ یکی بگه چیکارکنم حس درس خوندنم بیاد؟؟؟؟ امتحانات پایان ترم نزدیک و من..

√یک نفر..

یک نفر،
           همیشه یک نفر نیست..

یک نفر،
گاهی همه است..

شاید حالا بتوانی بفهمی
وقتی غروب یک روز تعطیل
دلم برای تو تنگ میشود
چه دلتنگی عظیمی را به دوش میکشم!

ــ رویا شاه حسین زاده ــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
+ دوباره آخر هفته و بار سنگین تنهایی روی دوش من....
+ عزیزم ناراحت نباش.. به نظر من که قضیه کتابها خیلی خنده داره.. بعدا برامون خاطره میشه .. روزهای باتو بودن همه خاطره هستن..

√قاب عکس

میگم: بلاخره اومدی..؟!
میگم: دلم تنگ شده بود.
میگم: دیر کردی، ولی زیاد مهم نیست.
میگم: فقط یه چیزی..،،،
چشمام یکم درد میکنن،
انقدر که اشک ریختم شبهایی که نبودی. 

میگه : همش ۲ شب نبودم که..!!!!!

میگم: ۲ شب نبودنت برام اندازه یک عمر گذشته..
دیگه بغض گلوم نمیذاره چیزی بگم..
اونهم دیگه چیزی نمیگه، شاید اصلا چیزی نگفته بوده.
دستای سردو لرزونمو میکشم روی صورتش توی قاب عکس...

" اردیبهشت ۹۱"



 عکس : الین اسمیتسون 

+
دو ساعت قبل رسیده.. ولی متاسفانه فعلا درگیر درسها و امتحانش هست...این یعنی فعلا نمیتونیم همدیگرو ببینیم.
+ یه سوتی خنده دار دادم..
+ یه تشکر ویژه و بزرگ از داداش وحید بخاطر فیلمها.

+ مامان مهربونم روزت مبارک.

√روز رویایی..

خدایا
حاضرم
براش
بمیرم....
۲۱ اردیبهشت، یکی از بهترین روزهای زندگیمو برام ساختی عزیزم..
خدایا این حال و ازمون نگیر......نگیر این عشق و ...
دیروز "اولین" های زیادی برام ساختی* که برای همیشه توی زندگیم ثبت شد.. همه چی باتو تبدیل به یه تجربه شگفت انگیز و رویایی میشه حتی کارهای تکراری و روزمرگی ها...
با تمام خستگی هایی که داشتیم ..هردومون..روز خاطره انگیزی شد...تو بی نظیری عشقم.
اصلا همه چی دست به دست هم داده بود که اونجوری که میخواستیم پیش بره..



عکس: مایکل کِنا.
* آرامش شناور در این عکس و خیلی دوست دارم..
* هوس چاقاله بادوم کردم..از اونا که دیروز برام گرفته بودی توی مترو باهم میخوردیم...


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* خودش میدونه..
میمیرم واسه خندیدنت....

√دلتنگم

نوشتن آسان نیست حتی٬
به تو که می اندیشمــــ ٬
به تو..
به احساسم ..
چه بر سرم آمده این روزها که دلتنگمـــــ...

"آذر ۹۰"

√آن روز..

آنــــــــــــــروز*
مثل روزهای آفتابی دیگر٬
مثل روزهای قبل بود..

...آمدی...
از همان روز ــ همان لحظه که دیدمت ــ
دیگر مــ نـــ نیستم..
اتفاقی افتاده در من٬

مثل باران پاییز روی برگهای خشک پیاده رو٬
حسی ناشناختهــــــ
چنگ میزند به تارو پودم....

" آبان ۹۰"

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* علاقه عجیبی به سرهم نوشتن  آن  و را بعدش دارم!