√ روز تو
جزوه ها همه تایپ شدند و عکس ها اسکن٬ آخرین پارت شان هم هفته آینده آماده خواهد شد. جزوه های دست نویس حالا رفته اند توی یک کارتن گوشه انباری لابد.. دلم برایشان تنگ میشود.. برای تکه های روحت که جامانده بود لای کلمات. برای انحنای حرف"نون" و کشیدگی های "میم" توی دست نوشته های دوست داشتنی ات. . برای نقطه ها.. برای همهء خط خوردگی هایی که لاک غلط گیر رویشان را پوشانده بود. برای شکلهایی که با دستهای خودت کشیده بودی و از تمام نقاشی های گران قیمت توی گالری های معروف دنیا بیشتر دوست شان داشتم٬ با ارزش تر بودند برایم. بگو حالا با این کلمات تایپ شدهء بی احساس سرد و نفرت انگیز ، سر کلاسهات هیچ به یادم هستی یا نه .. نباید، نباید هیچ کس توی کلاس من را یادت بیندازد .. تصویر من توی ذهنت باید همیشه دست نخورده باشد.. من باید همیشه یونیک باشم توی ذهنت .. خنده ها، گام برداشتن ها، چشمها و دستهای هیچکس نباید شبیه من باشد .. هیچ کس ..
× من از این اداهای روشنفکری بدم می آید.. من از اینکه صبحها بیایی و عصر بروی شهر دیگری برای کار و من را نبینی بدم می آید.. اصلا هم توی لحنم آرامش نیست.. حتی تظاهر هم نمیکنم. بگذار لجباز و بی قرار باشم تا یک زن تنهای دلتنگ..
× روزت مبارک ..
من مُـرده بودم/