√ باید برای دوربین لبخند بزنم
یکبار هم که شده /
شعرم را /
چکیده از خنده های تو میخواهم ..
"عباس صفاری"
روزهای ابتدای سال نو َم را گذراندم دور از تو، دور از چشمهای قشنگت و آغوش گرمت. لحظه های "یا مقلب القلوب.." را کنارم نبودی اما توی ذهنم و توی قلبم داشتمت. همانجا کنار سفره نشسته بودی کنارم انگار، و من داشتم برایت دعا میخواندم. کنار آن سفره کوچک و صمیمی توی خانه پدربزرگ، همان خانه که همه خاطرات بچگی ام را توی اتاقهای پنج دری اش، باغچه باصفا و حوض دوست داشتنی اش جا گذاشته ام، همان سفره که نیم ساعت آخر سال به سرعت اما با سلیقه چیدیم و تخم مرغهایش را با لاکهای ناخن و ماژیک و رژلب رنگ کردیم. همیشه دوست داشته ام آن خانه را نشانت بدهم .. بگویم از کدام پله هایش افتاده ام، از کدام درختش بالا رفته ام و روی کدام شاخه نشسته ام یا تاب خورده ام.. یا گل های کدام گلدان َش را توی موهایم گذاشته ام و توی خیالات خوش فرو رفته ام. تو آنجا کنارم نشسته بودی خیلی واقعی تر از امروز، که توی آغوشت نشسته بودم و عکس هایم را نشانت میدادم. خیلی واقعی تر از وقتی عیدی َم را دادی و برایم آرزوهای خوب کردی. خیلی واقعی تر از اشک خوشحالی که توی دلم ریختم وقتی فهمیدم بخاطر دیدن من، فقط بخاطر دیدن من این همه راه آمده ای تا چندساعتی باهم باشیم.
باید رو به دوربین برایت لبخند بزنم و تمام حس قشنگی که توی رگهایم بالا و پایین میرود و گونه هایم را قرمز میکند نشانت دهم. باید رو به دوربین لبخند بزنم و تمام عشقی که توی سینه ام موج میزند را یکجوری توی عکس بگنجانم. باید کنار سال 91 بایستم و رو به دوربین لبخند بزنم بخاطر تمام اتفاقات خوبی که توی این سال باهم تجربه کردیم. مسافرت کوتاه اما همیشه به یادماندنی اردیبهشت .. تولد متفاوتی که برایم گرفتی و یا اولین سالگردمان.. و جشن دونفره فارغ التحصیلی کارشناسی َم.
× روزهای ابتدای سال، دور از تو گذشت و سخت اما این اولین پست سال 92 را نمیخواستم غمگین بنویسم.. اما خواهم گفت، خواهم آمد و برایت خواهم گفت دور از تو چه سخت گذشت..
× دانلود آهنگ Vangelis : A Precious Withe Rose
من مُـرده بودم/