۱. اگر دکترها به محاسباتشان اعتقاد داشتند و کمی هم عاطفه ٬ گه گاه یواشکی سیگار کوچولویی به بیماران میدادند. همانطور که در گذشته می گفتند : بگیرید خانم٬ یک فنجان دود بنوشید . .
ــ : مرگ آسان و بدون درد خاکستری و آبی . . میتوانید تجسم کنید چه شفقتی . . .

۲. دستش را با آب که خیلی سرد است خیس میکند٬ بعد برمیگردد و از طریق پلکانی که در تپهء شنی حفر شده میرود پای چراغ دریایی . از ان بالا دریا ٬ انگار واژگون و متورم شده ٬ آنقدر که آسمان را لمس میکند . باد موهایش را بهم میریزد ٬ انگار میخواهد خودش را هم ازجا بکند و ببرد .

ــ خانه رها شده : ژاک تورنیه ــ


√ بهشت ِ امن مده آ

آغوشت

طعم عشق میدهد

ــ و فراموشی دردها ــ

ایمان دارم که٬

رسالت من

پرستش توست . .

ــ حتی خدا هم

تحسین میکند این کفر را ــ

با لذتی عمیق

ته سیگارم را زیر پا له میکنم

و بهشتم را در آغوش میکشم . .


" مرداد ۹۱ "

نقاشی : سارا دولت آبادی