√ کتیبه های یک مومیایی
۱. در تاریک روشن شبانگاهی نگاهش میکند و با حالتی ازنگرانی و شگفتی در لحن صدایش میپرسد:
ــ : آیا این احساس که٬ آدم زمین را با دو دستش گرفته تا در جهت عکس بگردد٬ یا سرانجام توانسته روی سرش راه برود٬ هیچ وقت به شما دست داده ؟
ــ : ده ها بار.
ــ : خب پس قضیه ای که تعریف کردم اهمیتی ندارد.
ــ خانه رها شده : ژاک تورنیه ــ
√ کتیبه های یک مومیایی
چشمهای تو
آخ ٬
چشمهای تو
و اتفاقی ناگزیر
که چنگ میزند به قلبم . .
من بی تــو
چون مومیایی فراموش شده ای
در هزاره های دورم
که انتظار گامهای باستان شناسی گمنام
و دستهای کاوشگر پُر مهرش
بی تابم کرده
" مرداد ۹۱ "
نقاشی : " رقاص فلامنکو " فابیان پرز
× از این به بعد عکسهای این وبلاگ ُ میشه Save کـرد . .
× لینک دانلود آهنگ مورد علاقم ٬ کلایدرمن . Here
× تسلیت بابت فاجـعه زلزله در آذربایجان . .
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۱ ساعت توسط مـده آ
|
من مُـرده بودم/