باید می رفتم به استقبالش. باید برای آمدنش آماده می شدم. باید آماده می شدم برای این روزهای بلند که انگار دلشان نمی خواهد زود شب شوند. دوتایشان را قبل از سفر خریده بودم اما فرصت نشد بخوانمشان٬ دیروز برایشان دوست های جدید آوردم*.

* از زاویه ای دیگر

× مهمان ناخوانده داستانش فرق دارد. همراهم بود توی سفر٬ وقتی همراهان دیگر غرق آهنگها و هندزفری هاشان می شدند٬ مصاحب خوبی برایم بود.