√ تقلای نافـرجام یک غـریق
" ــ : باید زندگی را طوری تنظیم کرد که هر لحظهء آن مهم باشد.
ــ : درست است! لحظات مهم با اینکه ممکن است گاهی فریبنده باشد ولی باز شیرین و لذت بخش است.
آدم بـا لحظات بی ارزش هم میتواند بسازد و کنار بیاید .. ولی بدبختی اینجاست که زندگی جز گرفتاری های جزئی٬ جز دردسرهای کوچک و بی معنی چیزی ندارد. "
ــ پدران وفرزندان : ایوان سرگیویچ تورگنیف ــ
√ تقلای نافرجام یک غریق
ــ آمدنت ــ
بودنت ٬
ماندنت
زندگی ِ دوباره ام می بخشد
ولی تو نیستی
و من در این خلاء
ــ ترس نبودن تو
و بودن آدمهای دیگر ــ
دست و پا میزنم
فرو میروم
در گرداب ِ ناگزیر تنهایی
و جیغ میکشم . .
جیغ میکشم . .
" مرداد ۹۱ "
نقاشی : " جیــغ " ادوارد مونش
× مرا ببخشید بخاطر ناشاعرانگی هایم .گفته بـودم کـه این واژگان سراپا معطل ! که قطار میشوند پشت سر هم ٬ فقط بازگویی احساسات و دردهایی ست که برهنه شان میکنم مبادا در گوشه و کناری از روحم بپوسند ٬ بو بگیرند و گند بزنند بـه هرچه منطق و بی خیالی ...
× Erato ! ای الهه شعر و غزل . به کلماتم برکت بده !
× چشمها نیازمند عینکند /
روح سبز بـاغ را نگاه کن /
زاغها مترسکند . .
ــ سه گانی زیبا از : دکتر علیرضا فـولادی ــ
من مُـرده بودم/