۱. مـرد جُـذامی حـاشیـه خیـابان

زُل زده بـود به زیبـاتـرین دختـر شـهر .


۲. شرط می بندم محاله توی کیف دستی زنها قرارداد و چک بـانکی و شماره تلفنهای وحشـتناک و چیزهای کـثیف دیگه پـیدا کنی. توی کیف دستی زنها احتمالا یه دسته کلید هستُ یه آینه کوچولو و چند بـرگ دستمال کاغذی و شاید یه شیشه عطرُ یـه رژلبُ چندتا عکسُ یه ذره پول...


ــ من گنجشک نیستم: مصطـفی مستورــ



وقتی یک مایع٬ توی ظرف ریخته بشه٬ مثل اون ظرف میشه. روح آدم هم همین طور. توی هر شرایطی قرار بگیره خودشو با اون موقـعیت سازگار میکنه .البته استثناء هم وجود داره٬ اما خیلی وقتها کار دیگه ای نمی توان انجام داد جز تن سپردن به سرنوشت.
اگـر از شرایط خوب  وارد موقـعیت بدی بشیم٬ به سختی به موقـعیت جدید عادت میکنیم.

ولی وقتی از شرایط سخت وارد موقعیت بهتری بشیم خیلی راحت با شرایط جدید کنار میاییم.
انگار از اول همه چیز همینطور بوده و اصلا گذشته ای وجود نداشته . .

انگار گذشته ای نبوده . . .

انگار گذشته ای وجود نداشته . . .

مجسمه ساز: تونی آنجل

اگـر چیزی نفهمیدی مهم نیست. لزومی نداره همه نوشته های ی ِ مده آ قابل فهم باشن .
× مخاطب ِ خاص داره.

× فقـط خدا میدونه چندبار بی اختیار راجع به دیـروز نوشتمُ پاک کردم .. اتفاقات آشپزخونه .. کوچه های خلوت و تاریک .. داروخانه های بسته ..
خیلی جلوی خودمو گرفتم ولی ببین با همه خودداری٬ نتونستم ننویسم حتی اشاره وار! ولی چیزی نپرس . ناراحتم میکنه ..