√ بگو شین
از آن روزی که مریم گفته بود انقدر بیخیال نباش برو دنبال کارهای اداری مدرکت٬ هر روز میگفتم فردا صبح زود میروم. فردا صبحی که هیچ وقت نمیرسید٬ دیروز آمد آن هم با یک انتقام از بیخیالی های من. برق رفته بود ! من انقدر توی موزیک های پلیر مشکی و سبزم غرق شده بودم که تا وقتی رسیدم جلوی در ساختمان متوجهش نشدم. در که باز نشد تازه سرم را بالا گرفتم و کاغذی که روی در چسبانده بودند را خواندم " با عرض معذرت به علت قطعی برق در باز نمیشود. لطفا" از در پشت ساختمان وارد شوید" .. خب بقیه اش هم گفتن ندارد قطع شدن برق یعنی اینترنت تعطیل٬ دستگاههای فتوکپی تعطیل٬ کارهای اداری تعطیل . .
از تمام شماره هایی که امروز برای تسویه حساب٬ گرفتم فقط یک نفر صدایش شاد و پر انرژی بود.. فقط یک نفر.. و تلفظ "شین" هایش را دوست داشتم..
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت توسط مـده آ
|
من مُـرده بودم/