√ اشتباهی که من بودم
به گمانم باید پرنده می بودم. از این پرنده های تزیینی یا خوش صدایی که سرنوشت شان میشود قفس٬ نه. از آنهایی که وقتی هوا ابری ست٬ پرواز میکنند. میروند بالا اوج میگیرند و نقطه میشوند٬ و حتی ثانیه های قبل از باران را هم از دست نمیدهند و میشود توی آسمان دیدشان. باید پرنده می بودم.
عکس: Dasha Shade
× بعضی چیزها خراب که میشوند٬ درست کردن ِشان اشتباه محض است. باید مستقیم انداخت شان دور. مثل بعضی رابطه ها و آشنایی های قدیمی.
× انگار من آفریده شده ام که فقط به نداهای قلبم جواب مثبت بدهم.
+ نوشته شده در شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت توسط مـده آ
من مُـرده بودم/