برای پــــَـرواز تـردید دارد٬
کــفشـــدوزکِ روی گلدان
بالهایش را..
باز میکند
می بنـددشان دوباره..

حلقه های دود به سرفه می اندازدش
اعتراضی نمیکند اما٬
ــ ناراضی سـت ــ
اخمهایش لو میدهند احساسش را

ــ:
قول داده بودی تَـرک کنی . . ؟

پُکــــــــِ آخــــَــر را با لــذّت می بلعم

ــ:
ایـن ٬
آخرین پُکــ است ٬
قول میدهـم . . !

"اسفند ۹۰"