<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ویـولـون زن ِ روی بـام</title>
<link>https://medea7.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 25 Dec 2013 14:14:39 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>√ Merry Christmas</title>
<link>https://medea7.blogfa.com/post/309</link>
<description>برای دوست استرالیایی ِ ندیده ام Medo ٬ آلیانکای خوبم٬ افسانه و همه دوستان مسیحی.</description>
<pubDate>Wed, 25 Dec 2013 14:14:39 +0330</pubDate>
<dc:creator>medea7</dc:creator>
<guid>medea7.blogfa.com/post/309</guid>
</item>
<item>
<title>√ پرندهء آبی خوشبختی</title>
<link>https://medea7.blogfa.com/post/308</link>
<description>امروز یک روز خیلی خوب بود. همسرم امروز برام کاری کرد که تا آخر عمر ازش ممنونم. کار کوچکی بود. حتا هزینه زیادی هم نداشت اما تونست دل منو خیلی خیلی شاد کنه. انقدری که بیخیال درس بشم و چند دقیقه هم که شده بیام و این حال خوش و اینجا برای همیشه ثبت کنم. مرسی برای بودنت و همه خوبی هات. مرسی برای روح بزرگت مرد ِ خوبم. + باید یه لیست بنویسم از همه کارهای کوچک و بزرگی که میتونه حال عزیزانم رو خوب کنه.. دلشونو شاد کنه :)</description>
<pubDate>Tue, 24 Dec 2013 17:05:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>medea7</dc:creator>
<guid>medea7.blogfa.com/post/308</guid>
</item>
<item>
<title>√ رفیق ِ من٬ سنگ صبور غم هام</title>
<link>https://medea7.blogfa.com/post/307</link>
<description>۸ سال رفاقت مون.. تیر خلاص.. بنگ .. تمام. + درست همون وقتی که داشتم برای تولدش نقشه می کشیدم٬ که سورپرایزش کنم ..</description>
<pubDate>Thu, 12 Dec 2013 09:59:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>medea7</dc:creator>
<guid>medea7.blogfa.com/post/307</guid>
</item>
<item>
<title>√ یک روز بریم از اینجا ..</title>
<link>https://medea7.blogfa.com/post/306</link>
<description>تا وقتی در مرحله &quot;انکار&quot; بودم همه چیز سخت میگذشت. آدمی که ۷ ماه از زندگیشو در آرامش و استراحت کامل گذرونده بود٬ یهو مواجه شد با یه دنیای بزرگ و شلوغ و عجیب و غریب. حجم زیاد درس ها و کار و .. اما بعد با &quot;پذیرش&quot;ِ اوضاع شرایط بهتر شد.. حالا دیگه احساس کم آوردن ندارم. + دلم میخواد دست همسرو بگیرم (همسر دست منو بگیره) بریم از اینجا٬ از این کشور.. بریم یه جایی زندگی کنیم که هردومون آرامش بیشتری داشته باشیم.</description>
<pubDate>Mon, 09 Dec 2013 17:33:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>medea7</dc:creator>
<guid>medea7.blogfa.com/post/306</guid>
</item>
<item>
<title>√ از هر دری ..</title>
<link>https://medea7.blogfa.com/post/305</link>
<description>سرما خورده بودم و این هفته با ماسک می رفتم سر کلاس. توی راهرو ها و سالن ها سرم و می نداختم پایین و راه خودمو می رفتم. غرق خیالات خودم بودم٬ به آشناهایی که می دیدم هم توجه نمی کردم به این خیال که با اون ماسک که روی صورتمه کسی منو نخواهد شناخت! اولین نفر دختری بود که دوشب توی واحد ۲۰۵ خوابگاه شهیدرجایی همسایه م بود و بالای سرش میخوابیدم.. اومد طرفم و سلام کرد اما من هرچی فکر میکردم یادم نمی اومد کیه وقتی رفت تازه فهمیدم.</description>
<pubDate>Tue, 26 Nov 2013 15:11:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>medea7</dc:creator>
<guid>medea7.blogfa.com/post/305</guid>
</item>
<item>
<title>√ حال ِ این روزها</title>
<link>https://medea7.blogfa.com/post/304</link>
<description>دنیای این روزهام شده کلاس و درس و کار. کاری که ربطی به تحصیلاتم نداره. دوستانی که دیگه به ندرت از هم خبر میگیریم. وبلاگی که به ندرت به روز میشه. همسری که تمام وقت کار میکنه برای جمع کردن گوشه های این زندگی. در حدی که امروز ۶ تا کلاس داره :| و دیروز ۲ تا کلاس تهران و ۲ تا کرج برداشته بود.. اومدم بنویسم زنده م. ممنون که تنهام نمیذارید. همچنان وقت جواب دادن کامنت ها رو ندارم :| + کلاس 7 ساعته ! (با یک ساعت استراحت وسطش البته) ..</description>
<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 10:12:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>medea7</dc:creator>
<guid>medea7.blogfa.com/post/304</guid>
</item>
<item>
<title>√ جهان ِ گرد </title>
<link>https://medea7.blogfa.com/post/303</link>
<description>امروز یقین پیدا کردم به اینکه می گویند دنیا کوچک است. واقعن کوچک است .. + و به این اصل که &quot; آدم به آدم میرسه &quot; ایمان آوردم . .</description>
<pubDate>Mon, 28 Oct 2013 17:23:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>medea7</dc:creator>
<guid>medea7.blogfa.com/post/303</guid>
</item>
<item>
<title>√ دنیای این روزای من</title>
<link>https://medea7.blogfa.com/post/302</link>
<description>برای این عکس هیچ توضیحی ندارم. وضعیت کمرم هم قابل حدس زدنه مخصوصن الان که روز دوم منس َم. + این عکس به هیچ وجه حق مطلب و ادا نمیکنه. کتاب پایینی ِ دقیقن ۱۱۴۷ صفحه س! + امروز خودم رفتم داخل مخزن کتابخونه و این کتاب هارو برداشتم. شاید تنها مزیت دوست داشتنی دانشجوی ارشد بودن اینه که میتونی کتابهای بیشتری رو در مدت طولانی تری (نسبت به کارشناسی) امانت بگیری.</description>
<pubDate>Mon, 28 Oct 2013 08:14:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>medea7</dc:creator>
<guid>medea7.blogfa.com/post/302</guid>
</item>
<item>
<title>√ کمی روز نگاری</title>
<link>https://medea7.blogfa.com/post/301</link>
<description>تمام هفته مو مشغول درس خوندن برای امتحان امروزم و جستجو برای تعیین عنوان مقاله م بودم. تمام سایت های علمی و ارائه مقاله رو سرچ کردم و دست آخر استاد از سر لطفی که داشت بعد از کلی تعریف و تمجید از سوابقم! خودش موضوعی رو بهم پیشنهاد داد که هیچ منبعی نتونستم براش پیدا کنم. در واقع اولین نفری هستم که وارد این بحث میشه (از الان پیشنهاد چاپش رو هم بهم داده !). تا اینجا مسئله خاصی نیست. اما دلیل اینکه تا حالا کسی وارد این موضوع نشده سختی و پیچیدگیش هست :| + امتحان</description>
<pubDate>Sun, 27 Oct 2013 18:51:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>medea7</dc:creator>
<guid>medea7.blogfa.com/post/301</guid>
</item>
<item>
<title>:)</title>
<link>https://medea7.blogfa.com/post/300</link>
<description>روز کتابت را جا بگذار را دوست دارم :)</description>
<pubDate>Sat, 26 Oct 2013 11:37:27 +0330</pubDate>
<dc:creator>medea7</dc:creator>
<guid>medea7.blogfa.com/post/300</guid>
</item>
</channel>
</rss>
